تور آنتالیا درب اتوماتیک
صفحه اصلی | تبادل لینک | ارتباط با ما | پایگاه اطلاع رسانی و سرگرمی | خرید ساعت مچی | کیف آلوما والت | خرید شارژ ایرانسل

برای تبادل لینک با ما کلیک نمایید

دو عدد آلوماوالت اصل فقط 24900 تومان

قیمت : 32000 تومان

قیمت : 24900  تومان

با 30% تخفیف تهیه فرمایید

یکی نخر 14000 دو تا بخر 24900 تومان

کیف آلوما والت (100%) اصل

به جای یک کیف دو تا بخر با قیمت 24900 تومان

قابل شستشو بدون نفوذ ذره ای آب

کيفي کوچک اما فوق العاده جا دار

در صورتی که تمایل به خرید یک عدد کیف به قیمت 14000 تومان دارید اینجا کلیک نماید

برای دیدن توضیحات کلیک کنید

خرید پستی


محصولات ویژه

رخت آویز جادویی واندر هنگر به قیمت 17000 تومان (WONDER HANGER)

ژل افزایش قد درجه یک به قیمت 17000 تومان

شعر عاشقانه لری


>> شعر عاشقانه لری ::: شب غزل‌های عاشقانه
یک نفر با ریش توپی نشست جلوی آقا و دو تا کتاب گرفت سمت ایشان. گفت: آقا من کتاب ندارم، تقلب کردم این‌ها را دست گرفتم خدمتتان برسم برای دست‌بوسی. آقا خندیدند و دستی کشیدند به صورت و ریش‌های توپی.

>> شعر عاشقانه لری ::: صلح عاشقانه در 6 قدم
اگر می خواهید رابطه این شما مدتی طولانی ادامه داشته باشد و رابطه سالم و عاشقانه ای داشته باشید، باید بدانید که چطور با مهمترین فرد زندگی تان سازش کنید.

>> شعر عاشقانه لری ::: یک «قنوت» عاشقانه
رسالت «قنوت» آن است که دست ما را با دامن دوست پیوند بزند؛ همچنانکه انسان دست‌ها را به سوی خدا بالا می‌برد، زمان بالا بردن خواسته‌ها تا حد طلب کردن جمال حضرت جمیل و رستن از پستی خود خواهی به سوی آسمان خدا خواهی است.

>> شعر عاشقانه لری ::: "آلزايمر" يك قصه عاشقانه در موقعيت طنز است
كارگردان فيلم سينمايي "آلزايمر" گفت: فيلم سينمايي "آلزايمر" با بيان يك قصه عاشقانه در موقعيت طنز از استقبال خوب مردم بهره مند شده است.

>> شعر عاشقانه لری ::: «این قصه عاشقانه نیست» به پخش نوروز می‌رسد
خبرگزاری فارس: سرانجام با تکمیل بازیگران تله‌فیلم «این قصه عاشقانه نیست» که متشکل از بازیگران حرفه‌ای سینما، تلویزیون و بازیگران بومی استان فارس است به پخش نوروز می‌رسد.

>> شعر عاشقانه لری ::: روايت يک عاشقانه در بستر جنگ
به گزارش خبرنگار خبر گزاري موج ، در يادداشت محمد امين چيتگران آمده است : جنگ بود. صداي خمپاره و توپ و تفنگ از هر سو شنيده مي شد. جنگ را دوست نمي داشت. منتظر کسي بود که رفته. که شايد هيچ گاه برنگردد. مي خواست صداي کسي را بشنود که لحن اش بوي سرب نمي دهد. ميان هجوم صداهايي که گوش هايش را به سخره گرفته بود، احساسش را جايي جا گذاشت. لا به لاي آدم هاي بي خبري که درک شان نمي کرد. منتظر بر سر راهي نشست که هيچ عابري از آن رد نمي شد. ليلا پشت به همه حادثه ها، چشم انتظار حادثه اي بود که خودش هم وقوع آن را بعيد مي دانست. لحظه اي که رفتن مساوي نيامدن است. لحظه اي که چند سال طول مي کشد. ليلا تمام زنانگي اش را در لکنت شعر تعريف کرد. براي صداي آشنايي که او را خطاب قرار مي داد، گريست. ليلا منتظر بود. ليلا، يگانه شخصيت نمايش "زن ها بوي سرب مي دهند!" نه که يک زن بلکه نماينده زناني است که يادشان رفته جنگ، جنگ است. خراب مي کند. مي سوزاند. ليلا مساوي زناني است که نبودن عزيزانشان را با صلح معامله مي کنند. آن ها را به بودن پيشکش مي کنند. ليلا همان زني است که شايد شبيه همين همسايه مان باشد. شايد شبيه مادرمان که وقتي خاطرات کودکي اش را برايمان تعريف مي کند، مي خندد اما آه مي کشد. نه اصلا چرا مثال بزنيم؟! ليلا خودش است. مي خواستم خودش هم باشد. خودش را تعريف کند. کودکي اش را...عاشقانه اش را اعتراف کند. نمي خواهم از جنگ بگويد و نمي گويد. جنگ تنها جغرافيايي است که انتظار را به معناي واقعي خود نزديک تر مي کند. بلکه هم آن را محقق... شايان ذکر است نمايش " زن ها بوي سرب مي دهند " نوشته و کار محمد امين چيتگران و بازي ندا مقصودي هر روز غير از شنبه ها ساعت 17 در کافه ترياي تالار چهارسو اجرا مي شود .

برچسب :